X
تبلیغات
خیلی دوستت دارم عزیزم
بــدو بیـــا
 

چند کلمه ای از خودم و وبلاگم:

این وبلاگ برای فرد خاصی تدارک دیده نشده.

فقط مکانیست واسه تمام کسانی که عاشقند یا عاشق بودن یا میخوان عاشق بشن....

من عاشقی رو تجربه نکردم اما... حال عاشق هارو میدونم.

درکنارشون بودم.... خوشی ها و ناخوشی هاشون رو لمس کردم.....

سنگ صبورشون بودم.... خاطرات تلخ و شیرین از عاشق ها دارم...

بعضی وقت ها فکر میکنم این تقدیر منه تا عاشق نشم ولی عاشقی رو لمس کنم...

نمیدونم... واقعا نمیدونم... ولی از اینکه سنگ صبور عاشق ها هستم گله ای ندارم چون واسه منم یه تجربه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 

دوست داشتن از عشق برتر است.

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال است.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است

اما دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.

عشق در غالب دلها ، شکل ها و رنگ های تقریباً مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است

اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد.

چون روح ها ، برخلف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد.

میتوان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد

اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج، زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روزو روزگار را دستی نیست.

این مطلب ادامه دارد....

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

گاهی خیال میکنم از من بریده ای

بهتر از من برای دلت برگزیده ای

                          از خود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟؟؟

                          در فکر فرو میروم تو از من چه دیده ای؟؟؟

از من عبور میکنی و دم نمیزنی

تنها دلم به این خوش است که شاید ندیده ای...

                           روزی رسد که در آغوش گیرمت

                           هرگز بعید نیست خدا را چه دیده ای؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

کاش که تورو , سرنوشت ازم نگیره

میترسه دلم , بعده رفتنت بمیره

                                             اگه خاطره ها , یادم میارن تورو

                                             لااقل ازتو خاطره هام نرو

کی مثل من , واسه تو قلب شکسته اش میزنه

اخه کی واسه تو مثل منه

                                              بموووون, دل من فقط به بودنت خوش

                                              منو فکره رفتنه تو میکش

لحظه هام تباه بی تو

زندگیم سیاه بی تو.... نمیتونم

 

** دنیا مشرقی **

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

امروز هوای دلم ابریست

                    و چشمانم به کوره راهی

                                      و سکوتم درمن می شکند....

هاله ای از فریاد قلبم را می فشارد

                     و آن سکوت شکسته در برابر فریاد قد خم می کند 

تا فریاد خود را بنمایاند که آری...

 دوستت دارم

 

** دنیا مشرقی **

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 


_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤

خیلی دوستت دارم عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

یادم باشد...

       حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

                نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

                            راهی نروم که بیراه باشد

                                  خطی ننویسم که ازار دهد کسی را

یادم باشد...

       روز و روزگار خوش است

                همه چیز بر وفق مراد است و خوب

                                         تنها دل ما دل نیست....

 

** از طرف دنیا مشرقی **

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 
بهتر است بدانیم که.....

تا روزی که بخشیدن را یاد نگرفته ایم , زندگی کردن را نخواهیم آموخت.

برای غالب شدن بر عادت زشت شکایت کردن , باید برکات زیبای خداوند را

بشماریم.

خدا میخواهد درهر لحظه ای برای هریک ازما همه چیز باشد.

 آن چنان که جواهر بدون ساییدن براق نمیشود , ماهم بدون درد کشیدن , کامل

نخواهیم شد.

بهتر است نقشه های خود را با مداد تصورات خود بکشیم و آنگاه پاک کن را

به دستان پرقدرت خداوند بسپاریم.

پاسخ درست خداوند, همیشه بعد از درخواست اشتباه ما روشنایی بخش

است.

[ بیایید هر روز تازه را با دلایل خاصی که آن روز دارد, به ستایش خداوند مشغول

باشیم و در آن روز, شاهد خلق بهترین و زیباترین لحظه ها باشیم.]

 

** از طرف دنیا مشرقی **

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 

قلب من میگه که هستی اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی

چشم من میگه تو رفتی اما قلبم میگه هستی

مگه میشه تو نباشی تو مثه نفس می مونی

دستای گرمتو کاشکی تو به دستم برسونی

دستم بی تو بی پناه ِ می میرم وقتی نیستی

مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

$$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
____,;'*___'_.*__________________*___ '*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,,
*.°
?
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O....°
............o°°O.....o
...........O..........O
............° o o o O
......................?
...................?
...............?
...........?
........?
....?
.?
 

مثل پروانه ها اوج بگیرید ولی حواستون باشه...

خیلی اوج نگیرید که خدای نکرده دچار هوا زدگی بشید...

و بیش از حد از هوا زدگی نترسید چون ممکنه زمین بخورید...

حد تعادل رو رعایت کنید تا دنیاتون مثل پروانه ها زیبا بشه.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

خوشبختی یعنی...

 خودت تصمیم بگیری و زندگیت را برای خوشایند خودت سپری کنی.

 مسئولیت زندگی ات را بپذیری و خود را متعهد کنی که راه را بدون انتظار کمک از دیگران و صرف نظر از هر آنچه که تو را می ترساند به تنهایی بپیمایی.

 فراموش کردن این باور که کسی از راه می رسد و به نجاتت بر می خیزد.

 تنهایی را از افتادن به هر دامی ارزشمندتر بدانی.

 قلبی را نشکنی و دلی را نرنجانی و آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیبی نبینند.

 خودت را بپذیری و برای بهتر نشان دادن خودت تلاش نکنی که دیگران را نفی کنی و شکست دهی.

 باورکنی که دیگران هم به اندازه تو به امنیت و آرامش و محبت و عفو و آزادی نیاز دارند.

 شکایت نکنی زیرا اکنون در جایی ایستاده ای که خودت با اندیشه ات برای خود تدارک دیده ای.

 باور کنی که به خوبی از اشتباهاتت می توانی بیاموزی و رشد کنی.

 شکر کنی که زنده ای و احساس داری و دوستت دارند و عشقی در قلبت داری و به یُمن شاکر بودنت به هر آنچه آرزوی بر حق دلت است خواهی رسید. 

 

** از طرف دنیا مشرقی **

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

 

 دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

 دوستت دارم چون به یه نگاه عشق منی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

شنبه ها رو با نام تو آغاز میکنم

یک شنبه ها رو با یاد تو می گذرانم

دوشنبه ها رو با بوی تو می گذرانم

سه شنبه هارو با خاطرات تو می گذرانم

چهار شنبه ها رو با مهر تو می گذرانم

پنج شنبه ها رو با عشق تو می گذرانم

جمعه ها رو با فکر کردن به تو می گذرانم

هفته ها رو به عشق تو به پایان می رسانم

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم... واقعا مسخره است...

یه جمله 9 حرفی زندگیه آدمو بهم میزنه، هدف و خواسته و آرزوهای آدمو عوض میکنه.

نمیخوام بگم عشق چیزه بدیه....

عشق خوبه ، دوست داشتن زیباست به شرطی که عشق واقعی باشه، نه هوسی که در جلد عشقه.

همه ی ما میدونیم که الان عشق واقعی پیدا نمیشه ولی نمیدونم چرا...؟!

نمیدونم چرا اکثر دختر و پسرا تمایل به خر شدن دارن!

عذر میخوام که توهین کردم ولی این یه حقیقته.... حقیقتی که تلخه.

اینو واسه دخترا میگم: همتون به جای خواهر نداشتم هستین...

یادتون باشه که هر کاری یه راه و هزار بیراه داره

کسی که نیّتش پاک باشه با یه جمله 9 حرفی و یه مشت حرفای پوچ و توخالی جلو نمی یاد.

 

با عقلتون پیش برید، نه با احساستون...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 

با نگاه سنگیه تو ، دل من شکستنی بود

همه ی دارو ندارم ، حالا دیگه رفتنی بود

یه خداحافظ ساده، گفت و گوی آخر ما

حسرت عاشقی مونده رو دل در به در ما

خیلی خواستم بمونی ، نشد

منو عاشق بدونی ، نشد

ببخش اگه آخر عشق ما چیزی جز پشیمونی نبود

منو تنهایی و گریه ، شاید این قسمت من بود

التماس توی چشمام واسه ی عاشق شدن بود

تو به من خندیدی رفتی ، حتی یه نگاه نکردی

رفتنت واسه همیشه است ، میدونم بر نمیگردی....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

دریافتم، زندگی معجزه حیات است.
زندگی با کلمه‌های من ساخته می‌شود و هر کلمه‌ای رد پای معجزه است.
پس می‌توانم زیبایی را با کلماتم بیافرینم.
هرگاه کسی خشم داشت بدانم به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است.
هرگاه کسی نومید بود به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است.
هرگاه کسی حسد می‌ورزید نیاز دارد دیده شود.
اگر کسی شاکی و گله مند بود نیاز دارد شنیده شود.
اگر کسی تلخ بود نیاز دارد مهربانی دریافت کند.
و اگر کسی ستم می‌کند نیاز داشته دوست داشته شود.
اگر کسی بخل ورزد باید که بخشیده شود.
و همه‌ی این سایه‌ها در روح و روان ما نیاز دارند که عشق بر آن‌ها چون باران ببارد، ببارد و ببارد.

** از طرف آقا رامین ** 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

شب سردیست....
          نه ستاره... نه نسیم... نه نگاهی... نه نوید...

نه نوار دلکش دلسوزی در صبح سپید

                                    بسته پای مرغ خوشخوان به قفس


لاله شاید در پس این ناگزیر میده جان... می رود او گاهگاهی از نفس.....

آن سوی ابر گویا هست نور امیدی که پنهان گشته باز
این طرف اما سوز است وگداز.. درد است ونیاز...

**از طرف آقا محمد**

-----------------------------------------------------------------------------------------------

شب است و یادتو مرا پر از ترانه می کند

                                                چه کرده ای که دل چنین تو را بهانه می کند

من همان قاب تهی، خسته و بی تصویرم که برای تو و تصویر دلت میمیرم

همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست, فرصتی است برای دلتنگ شدن 

** ازطرف آقای عباسی**

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

 از تمام عزیزانی که متن های زیبا برام میفرستن خیلی خیلی ممنونم

 این متن هارو با نام خودتون در وبلاگم درج میکنم

راستی عزیزان به یه هکر مطمئن نیازمندم

helen_2delboro@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 

چرا بازم میخونم واسه بی لیاقت ** کسی که زندگیمو داد به لجن و کثافت

کسی که عاشقش شدم ولی اون ساده برید ** چه اشکایی به پای اون ، ساده چکید

تمومه خاطرات من با تو بوده یه دروغ ** تمومه لحظه های زندگی با تو شد حروم

دیگه فکر میکنم گذشته من بود یه خواب ** بذار بودنتو تو زندگیم بدم به یاد

یه روز قلبمو گرفتی گفتی می مونم با تو ** آرامش زندگیه من تویی ، نرو

همه وجودمو دادم بهت ، خوردیم قسم که تا پایان مرگمون ما هستیم مال هم...

چه روزگاری رو گذروندیم من و تو با هم ** چه خاطراتی رو رغم زدیم در آغوش هم

همه اون شبها رو به عشق تو، سر رسوندم ** همه زندگیمو من به پای تو سوزوندم

وقتی بودی پیشم حس میکردم تو درونمی ** آره ، یه عشق پاک میخواستم ، چیزه کمی

ولی عاشقت بودم تو روز وصال ماه ** تورو میخواستم حتی به قیمت دنیا

یه خزون شده مرحم درد من ** دیگه اندوه شده هوای قلب من

تو از دور می آیی، من میریزم اشک ** این دنیا شده کابوس هر شب من

آره ، خزون شده مرحم درد من ** دیگه اندوه شده هوای قلب من

تو از دور می آیی، من میریزم اشک ** این دنیا شده کابوس هر شب من

قید تمومه دنیارو بخاطر چشات زدم ** هر کاری گفتی کردمو هر جایی گفتی اومدم

گفتی سرت پایین باشه ، به هیچکسی نگاه نکن ** اسم کسی به جز منو تو زندگیت صدا نکن

غرورمو شکستم و قلبمو ریختم زیر پات ** هر جا رسیدم به همه گفتم که میمیرم برات

بخاطر داشتن تو، رو زندگیم خط کشیدم ** فکر و خیالم تو بودی جز تو کسی رو ندیدم

تو رویاهای صورتیم ، تو پادشاه من شدی ** به آسمون نیازی نیست تو دیگه ماه من شدی

تو شب ناز مژه هات با عاشقی قدم زدم ** با هرکی میل تو نبود ، رابطمو بهم زدم...

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

کاش میدونستی...

            نبودنت یا ندیدنت....

                   هرگز بهانه نمیشه واسه از یاد بردنت 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت   توسط ملیکا | 
 

سکوتم : صدای تو

              هوایم : هوای تو

                           دلتنگم : برای تو

                                       تنهایم : به یاد تو

                                                  زندگی ام : فدای تو

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 

در غروب تلخ فردا

                 در سرود سرد پاییز ...

                                         در تمام این خاطره ها

                                                          وجودم سرشار از حس توست

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط ملیکا | 

 

وقتی می شی نیاز من، اگه نباشی پیش من

اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو

بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو

تموم هستی منی، بمون همیشه پیش من

اگه شدم عاشق تو، نزار که بی تاب بمونم

لالایی شبام تویی، نزار که بی خواب بمونم

دارم برات شعر می خونم، شاید به یادم بمونی

فقط یه چیز ازت می خوام، همیشه عاشق بمونی

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش کنیم، عشقمو از چشام بخون

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط ملیکا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

 

واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم

نمیخوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم

                                       میدونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت

                                       دیگه از دوست دارم حرفی نزن

آخه عشقی نیست میون تو و من

من و تو بنده این ما و منیم

                                        اما عشق یعنی با هم یکی شدن

                                        از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره؟

میپیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی آره

خنده های تو فریب ، گریه های تو دروغ

                                         تو چی بودی واسه من؟ یه چراغ بی فروغ!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند ...

مهم نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که درچه راستایی گام بر میداریم ...

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم ...

این ذهن ماست که ما را شاد یا ناشاد ، بدبخت یا سعادتمند و غنی یا فقیر می سازد...

برای اینكه بزرگ باشی، نخست كوچك بودن را تجربه كن.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

 

می روی با اشک حسرت دیده ام را تر کنی

می روی تا با نبودن عشق را پرپر کنی

آن همه گفتی نگاهم با نگاهت زنده است

من نباشم می توانی روزها را سر کنی

در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد

آینه شو تا گریه ام را حس کنی ، باور کنی

سبز در قلبت شدم کم کم تو دانستی ولی

عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی

بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره

کاش می شد قصه ی عشق را باور کنی...

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

 

خیلی مقدسی برام

             مثل تموم آیه ها

                     از تو برای تو میگم که لحظه هام به پای توست

                                               خونه قلبم کوچیکه اما همش به نام توست
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

 

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو ، چه بی صبرانه مانده ام

 چه خوانا دوریی ات را بر سر در خانه نوشته اند

و من در نخواندن آن ، چه پافشارانه مانده ام

چه بسیار است دو رویی ها ، فراموش کردن ها و گسستن ها...

و من در این هم همه ، چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نا رفیقی خود رفیقند

من هنوز با آنان ، چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست؟ که من آنجا قنودن خواهم

من در پیمودن راه ، چه عاجزانه مانده ام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 
 

 گاهی باید کم باشی تا کم بودنت احساس بشه

                                        نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت بشه

 گاهی باید متواضع باشی تا ارزشت آشکار بشه

                                       نه اینکه مغرور باشی تا ارزشت کم بشه

                                     

 تو آب باش اگر روزگار ما سنگیست

                               شکوفه باش اگر فصل فصل دلتنگیست

 طنین نغمه مضون عشق را دریاب...

                               که های هوی زمان...

                                                      موج ناهماهنگیست

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت   توسط ملیکا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای که مدت هاست با من نیستی
من همانم که با من زیستی
رنج هایم را شنیدی
باز هم عاقبت گفتی: غریبه کیستی؟!

سلام من ملیکا رحمانی 19 ساله از زاهدان هستم و از همه شما عزیزان که منت گذاشتین و به وبلاگم سر زدین و نظر لطفتون رو بیان کردین خیلی خیلی ممنونم

helen_2delboro@yahoo.com

نوشته های پیشین
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
مرداد 1388
تیر 1388
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
پیوندها
رپ پارسی
.:: هنر معرق کاری ::.
سلام غریبه
همه چی آرومه (رهام پررو)
بازار بزرگ عکس و آهنگ
دوستت دارم عشق من
توسکا
یه دونه سارا
عکسهای جالب
روزهای دلتنگی ها
به نام لاو
نازنین و ناگفته هایش در دنیا
درد دل
عاشقانه های پاييزی
عاشقانه هايي براي رويايي ترين عشق
عاشقت شدم...
عاشقي برايه ۱۶ ساله ها عيب نيست
عاشقی که خدایش را یافت
عشق الکی
عشق اول و اخر
عاشقانه هایی برای او
پسر راه نمی دیم
عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM